وقتی مدیر همه‌چیز است؛ چرا این مدل در کورس‌های آموزش زبان دوام نمی‌آورد؟

وقتی که مدیر همه چیز است. مدیر در حال صحبت کردن با شاگران و استادان.

در بسیاری از کورس‌های آموزش زبان، یک الگوی مشترک دیده می‌شود.
تقریباً همه‌چیز به مدیر وصل است.

ثبت‌نام بدون مدیر پیش نمی‌رود.
تصمیم بدون مدیر گرفته نمی‌شود.
حتی حل ساده‌ترین مشکل هم به حضور مدیر وابسته است.

در نگاه اول، این وضعیت شاید نشانه تعهد، دقت و کنترول به نظر برسد.
اما در واقعیت، یکی از شکننده‌ترین مدل‌های مدیریتی است.

مدیرمحوری از کجا شروع می‌شود؟

بیشتر کورس‌ها با تیم کوچک آغاز می‌شوند.
در این مرحله، طبیعی است که مدیر همه‌چیز را بداند و انجام دهد.

مشکل از جایی شروع می‌شود که کورس بزرگ‌تر می‌شود،
اما ساختار مدیریتی همان ساختار روزهای اول باقی می‌ماند.

مدیر هنوز مرکز همه تصمیم‌هاست.
همه معلومات در ذهن اوست.
و همه مسیرها به او ختم می‌شود.

در این حالت، کورس انکشاف کرده است،
اما مدیریت هنوز فردمحور باقی مانده است.

همان‌طور که در مقاله‌ی چرا کورس‌های آموزش زبان بدون سیستم مدیریتی به سقف انکشاف می‌رسند؟ توضیح داده‌ایم، این وابستگی زمانی به مشکل جدی تبدیل می‌شود که مدیریت دستی دیگر جواب نمی‌دهد و کورس وارد مرحله فشار مدیریتی می‌شود.

چرا این مدل در ابتدا جواب می‌دهد؟

مدیرمحوری در شروع کار معمولاً موفق است.
چون تصمیم‌گیری سریع است.
هماهنگی ساده است.
و کنترول مستقیم وجود دارد.

اما این موفقیت موقتی است.

با افزایش شاگردان، استادان و صنف‌ها،
همان عواملی که مزیت بودند،
به‌آرامی به نقطه ضعف تبدیل می‌شوند.

هزینه پنهان مدیرمحوری

وقتی همه‌چیز به مدیر وابسته باشد،
مدیر به‌تدریج خسته می‌شود.

تصمیم‌ها احساسی‌تر می‌شود.
اشبتاهات بیشتر تکرار می‌شوند.
و فرصت فکر کردن به انکشاف از بین می‌رود.

در چنین شرایطی، نبود مدیر به معنی کند شدن یا توقف کار است.
و این برای انکشاف پایدار، یک خطر جدی است.

در واقع همان نشانه‌هایی است که در مقاله‌ی ۵ مشکل مدیریتی که تقریباً همه کورس‌های آموزش زبان با آن روبه‌رو هستند، به‌صورت مشخص بررسی کرده‌ایم.

این مشکلات جدا از هم نیستند؛
همه آن‌ها از یک ریشه مشترک می‌آیند.

وقتی معلومات در ذهن می‌ماند، نه در سیستم

در مدل مدیرمحور،
معلومات ثبت نمی‌شود؛ حفظ می‌شود.

و وقتی معلومات در ذهن افراد باشد،
تصویر روشنی از وضعیت واقعی کورس وجود ندارد.

در این حالت، نبود مدیر به معنی کند شدن یا حتی توقف کار است.
و این برای انکشاف پایدار، یک خطر جدی محسوب می‌شود.

تیم در مدل مدیرمحور چی یاد می‌گیرد؟

در کورس‌های مدیرمحور،
تیم عادت می‌کند منتظر تصمیم بماند.

مسئولیت واقعی شکل نمی‌گیرد.
ابتکار کم‌رنگ می‌شود.
و همه می‌دانند که در نهایت، مدیر تصمیم می‌گیرد.

این فضا نه‌تنها تیم را ضعیف می‌سازد،
بلکه فشار مدیر را هم چند برابر می‌کند.

سیستم، جای مدیر را نمی‌گیرد

یکی از سوءتفاهم‌های رایج این است که
سیستم مدیریتی به معنای حذف مدیر است.

در حالی که واقعیت دقیقاً برعکس است.

سیستم، کارهای تکراری را کم می‌کند.
معلومات را شفاف می‌سازد.
و تصمیم‌گیری را دیتامحور می‌کند.

در نتیجه، مدیر:
از درگیری روزمره آزاد می‌شود.
می‌تواند روی انکشاف تمرکز کند.
و به‌جای واکنش، تصمیم آگاهانه بگیرد.

تفاوت مدیرمحوری و مدیریت سیستمی

در مدل مدیرمحور،
کورس بدون مدیر نمی‌چرخد.

در مدل سیستمی،
کورس بدون مدیر هم کار می‌کند،
اما بدون مدیر تصمیم‌های بزرگ نمی‌گیرد.

در این مدل،
مدیر گلوگاه نیست؛
راهنما است.

جمع‌بندی

اگر کورس آموزش زبان شما با نبود شما کند می‌شود،
با خستگی شما پرخطا می‌شود،
و با اشتباه شما آسیب می‌بیند،

مشکل از تعهد شما نیست.
مشکل از مدل مدیریت است.

مدیرمحوری شاید در شروع مفید باشد،
اما در ادامه، قاعدتاً مانع انکشاف می‌شود.

راه‌حل، حذف مدیر نیست.
راه‌حل، سیستم‌سازی برای تصمیم‌گیری دیتامحور است.

محتوای تکمیلی در چینل وتس‌اپ نشر می‌شود. محتوای کوتاه، عملی با مثال‌های از متن کاروبارها در افغانستان.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *