بیشتر مدیران کورسهای آموزش زبان تصور میکنند مشکلاتشان خاص است؛ فقط مربوط به کورسشان.
اما وقتی با چند مدیر دیگر صحبت میکنید، یک واقعیت روشن میشود:
مشکلات تکرار میشوند، فقط شکلشان فرق میکند.
این مشکلات معمولاً در روزهای اول دیده نمیشوند.
آهستهآهسته شکل میگیرند و وقتی جدی و آشکار میشوند که انکشاف کورس را کُند کردهاند.
همانطور که در مقاله چرا کورسهای آموزش زبان بدون سیستم مدیریتی به سقف انکشاف میرسند؟ بهصورت مفصل توضیح دادهایم، بیشتر این مشکلات زمانی جدی میشوند که مدیریت قدیمی و دستی دیگر جواب نمیدهد.
در ادامه، پنج مشکل مدیریتی را میخوانید که قاعدتاً تقریباً همه کورسهای زبان با آن درگیر اند.
مشکل اول: معلومات پراکنده و نامطمئن
در بسیاری از کورسها، معلومات در جاهای مختلف است.
کمی در مکتوبها، دفاتر و کتابها، کمی در موبایل، کمی در ذهن مدیر یا مسئول ثبتنام.
وقتی مدیر میخواهد بداند:
فیس کدام شاگرد قسطی است؟
کدام صنف پُر است؟
کدام استاد دقیق کار میکند؟
پاسخها سریع، عاجل و دقیق نیست.
وقتی معلومات پراکنده باشد، تصمیم هم پراکنده میشود.
و بدون دیتا، کنترول واقعی ممکن نیست.
مشکل دوم: مدیریت دستی که دیگر جواب نمیدهد
مدیریت قدیمی/دستی در شروع کار، طبیعی است.
اما مشکل از جایی شروع میشود که کورس بزرگتر میشود، ولی روش مدیریت تغییر نمیکند.
هرقدر شاگرد و صنف بیشتر شود،
حجم پیگیریها بالا میرود و خطاها زیاد میشود.
در این مرحله، مدیر بیشتر وقتش را صرف خاموش کردن آتشها میکند،
نه فکر کردن به انکشاف.
مدیریت دستی در این نقطه دیگر کمک نمیکند؛
بلکه به مانع تبدیل میشود.
مشکل سوم: وابستگی شدید کورس به مدیر
در بسیاری از کورسهای زبان، همهچیز به مدیر وصل است.
اگر مدیر نباشد، کار آهسته میشود.
اگر مدیر خسته باشد، اشتباه بیشتر میشود.
این وابستگی شاید در ظاهر کنترول و بعضاً نظم ایجاد کند،
اما در واقع، کورس را شکننده میسازد.
کورسهایی که بدون مدیر نمیتوانند کار کنند،
قاعدتاً بدون سیستم هم نمیتوانند انکشاف پیدا کنند.
مشکل چهارم: تصمیمگیری بر اساس احساس، نه دیتا
بسیاری از تصمیمها در کورسهای زبان بر اساس حدس گرفته میشود.
«فکر میکنم این صنف خوب است.»
«به نظرم این استاد مشکل ندارد.»
«احساس میکنم درآمد کم شده.»
اما «فکر میکنم»، «به نظرم» و «احساس میکنم» جای دیتا را نمیگیرد.
وقتی گزارش دقیق وجود نداشته باشد،
وقتی ارقام شفاف نباشد،
تصمیمها ناپایدار میشوند، و در چنین وضعیتی، تکرار خطاها یک امر طبیعی است.
مشکل پنجم: انکشاف بدون ساختار
بعضی کورسها بزرگ میشوند،
اما منظم نمیشوند.
شاگرد بیشتر میشود،
ولی سیستم همان است.
در این حالت، انکشاف فشار میآورد،
نه قناعت.
مدیر خسته میشود،
تیم سردرگُم میماند،
و کیفیت پایین میآید.
این دقیقاً همان نقطهای است که بسیاری از کورسها متوقف میشوند.
جمعبندی
این پنج مشکل نشانه ضعف مدیر نیست.
نشانه نبود سیستم است.
کورسهایی که با مدیریت دستی جلو میروند،
قاعدتاً دیر یا زود با این چالشها روبهرو میشوند.
راهحل، کار بیشتر نیست.
راهحل، مدیریت سیستمی و تصمیمگیری دیتامحور است.

دیدگاهتان را بنویسید